![]() |
![]() |
|
| بیاتو مشتری شو |
|
غروب زيباست و زيباتر از غروب هنگامي که انتظار در آن ديده شود ..وقتي که در کنار نخل زندگي دستا نم را به سوي آسمان کنم و فرياد بر آورم که اي عشق چگونه مي تواني مرا در تنگناي هستي جدا سازي وتنها بگذاري اي زيباتر ازمن ؛در ياب مرا که در ميان اين نخل ها گم گشته ام ديگر نمي دانم چه فريادي بر آورم ؛ که اي نازنين مرا در اين دنياي بي روح رها نکن ، مرانگذار به بي وفايي هاي آسمان تکيه کنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:21 توسط حمید |
|
|
قصه تنها شدن يه آدم تويه غربت مثل پرواز پرنده است تويه بيكران ظلمت اينو از خودم نمي گم بريد از اونا بپرسيد كه يه عمره لونه دارن روي شاخه هاي غربت هر يه لحظش مثل مرگه ، مثل درده مثل پژمردن گل تو شبهاي ساكت و سرده . اگه حتي يك شب هم يه تك چراغ يا يك شهاب بزنه به قلب بي ستاره ي شبهاي غربت، شب بعدش دوباره سر ميكشه به آسمون زجه هاي بي پناهي تويه قحطيه صداقت . حرف من حرف خودم نيست زجه ي نسل شكسته ست كه يه عمره لونه دارن رويه شاخه هاي غربت.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:13 توسط حمید |
|
دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی
عشق نمی پرسه تو کی هستی فقط میگه تو مال منی
عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط می گه با منی
عشقم نمیپرسه دوستم داری فقط می گه دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:6 توسط حمید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 10:36 توسط حمید |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 12:2 توسط حمید |
|
|
عاشقانه ها
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 11:41 توسط حمید |
|
|
میخوام تو رو قسم بدم به جون هرچی عاشقه
به جون هرچی قلب صاف رنگ گل شقایقه یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری یه موقعی فکر نکنی دلم برات تنگ نمی شه فکر نکی اگه بری زندگی کمرنگ نمی شه اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن آسمون آرزوها یه قطره بارون ندارن راستی دلت می خواد بری ؟ بدون من بری سفر؟ بدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر ؟ اصلا بگو که دوست داری ابن جوری دوست داشته باشم؟ اسم تورو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟ حتی اگه دلت نخواد اسم تو . تو قلب منه چهره تو یادم می یاد وقتی که بارون میزنه ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 11:36 توسط حمید |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 11:5 توسط حمید |
|
||||
|
عشق يعني حسرت شبهاي عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني يک بيابان خاطره عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره عشق يعني گفتني با گوش کر عشق يعنب ديدني با چشم کور عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لخظهها عشق يعني آبي بي انتها عشق يعني يک سوال بي جواب عشق يعني راه رفتن توي خواب
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:45 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من حمیدو رشته تجربی می خوانم و اینکه از وبلاگ من دیدن نمودید ممنونم
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|